تبليغاتX
برای کسی که با خاطراتش دنیایی دارم




باز ای باران ببار
بر تمام لحظه های بی بهار
بر تمام لحظه های خشک خشک
بر تمام لحظه های بی قرار

باز ای باران ببار
بر تمام پیکرم موی سرم
بر تمام شعر های دفترم
بر تمام واژه های انتظار

باز ای باران ببار
بر تمام صفحه های زندگیم
بر طلوع اولین دلدادگیم
بر تمام خاطرات تلخ و تار

باز ای باران ببار
غصه های صبح فردا را بشوی
تشنگی ها خستگی ها را بشوی
باز ای باران ببار

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1391ساعت 13:30 توسط تنها |




 مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی

توی روزگار غربت با غم دل آشنایی

مینویسم از سرخط مادر ای معنی بودن

مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن

 آسمانی پر از ستاره٬دشتی پراز گل٬



                  تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جای دارد

                   به مادرم

                  که مهرش تا ابد در دلم جای دارد.

روزت مبارک

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 16:46 توسط تنها |



سلام  شنیدم چند وقت پیش عروسیت

بوده........مبارک باشه با تمام وجود براتون آرزوی

خوشبختی دارم.

 مبارکتون باشه

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 16:38 توسط تنها |



چه آسان تماشاگر ثانیه هاییم و به عبورشان می خندیم. چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ می کنیم و چه ارزان به اخمی می فروشیم لذت با هم بودن را....

چقدر زود دیر می شود و می دانیم که فردا می آید و شاید ما نباشیم!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 13:13 توسط تنها |



معلم را بخش کردم اولش محبت آخرش محبت...

مهندس خدا تو را می خواست و انتخاب حق خدا بود

دانای عشق روزت مبارک

و همچنین این روز بر تمامی معلمان مهربون مبارک

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:13 توسط تنها |



خوشحالم که بردم ، چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت


خوشحالم که باختی ، چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 15:31 توسط تنها |



دریا شروع کرد به آهنگ ساختن

مضرابهای موج به ساحل نواختن

ساحل به شور آمد و یک پرده ابر رفت

شنهای خویش منتظر رنگ باختن

در من صدای خاطره ای مرده زنده شد

یعنی دوباره در تب یادی گداختن

یاد کسی که روز نخستین نگاهها

دل دادمش به غیمت غم را شناختن

دستور عشق غیر همین یک سخن نبود

با فعل سوختن همه ی عمر ساختن

دریا که حرفهای من را داشت میشنید

شرمنده شد ازینهمه آهنگ ساختن

+ نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 15:52 توسط تنها |



خدایا........................................


رفتن مهندس بغضی تو گلوم گذاشت که هر چند وقت یه بار میخواد خفم کنه خداااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 23:19 توسط تنها |



چقدر دلم هوایت را می کند

حالا که دگر هوایم را نداری...!
 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 12:23 توسط تنها |





تو پرستوي اميدي مگر از من تو جه ديدي
غربت من و که ديدي از کنارم پر کشيدي !؟
با تمام بي وفائيت ميگم تولدت مبارک
دوستت دارم . . .

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 0:26 توسط تنها |




 آپلود عکس - شبکه اجتماعی فیس نما - قالب وبلاگ